ســــــــــــــــــلام!


سلام!
چه خبر از زندگی؟ خوبه نه؟ فعلا که خبری از غصهء دیونه کننده نیست... خونه نیست!D:
دیشب داشتم به نتیجه های بدی میرسیدم ... تا ۲ که حق حق گریه کردم ولی یکی خیلی کمکم کرد که بیخیال باشم ... فراموش کنم و تصمیم به صبر کردن بگیرم که خیلی خیلی ازش ممنونم و خیلی دوسش دارم!
بادو باران بر سرم بود و کنون در عمق جانم
شور پرواز آرزو بود اینک بر بام جهانم
دست او با دست من پیوند خورده این همان عشق الهی است
پاک و روشن ؛ گرم و صادق ؛ او نگاهش آسمانی است

اگر الآن نرم دیگه این بار سر کلاس رام نمیدن!D:
خداحافظ!

نظرات 3 + ارسال نظر
رضا دوشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1382 ساعت 03:31 ق.ظ http://www.aakh.persianblog.com

خوش بحالت دیوونه...

امین دوشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1382 ساعت 10:18 ق.ظ http://amin-ga.persianblog.com

بابا شما هم که مثل این طرفی همش تو دودر کردن کلاسا هستید!!!! نصیحت این هم بکن!!

نغمه سه‌شنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1382 ساعت 12:26 ق.ظ

اینم میاد:
گندمزار چه بسیار زیبایی...هر فصلی با رنگی میایی...
گاهی سبز ... گاهی سرخ... گاهی زرد...
گندمزار چه بسیار زیبایی...
!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد